پایگاه خبری نوش آباد

شهر تاریخی نوش آباد در شمال کاشان با بیش از 12000نفر جمعیت و پیشینه تاریخی 7هزار ساله و بیش از 50 اثرتاریخی و باستانی ارزشمند و مهمترین آن معماری دست کن اعجاب انگیز زیر زمینی میباشد

در نا امیدی بسی امید است

کاشان از لحاظ تنوع اب و هوایی و موقعیت تاریخی و اکوتوریزم یکی از نقاط بی بدیل و دیدنی و زر خیز از لحاظ گردشگری است که متاسفانه در چهار چوب برنامه ریزی های مدیریتی و شهری زیاد به آن توجه نشده و یا حرکتی کند و لاک پشتی را پیش رو گرفته و همین معضل دوستان در حوزه و مسائل فرهنگی و گردشگری را با چالشهای فراوانی روبرو نموده است البته این مشکلات تنها مختص کاشان نیست ولی


بعضا که به شهرهایی که در زمینه گردشگری فعالند سفر می کنیم گروهها خودجوش و با مدیرتی صحیح حرکتهای رو به رشدی را پیش رو گرفته و موفق هم بوده اند.

اگر به بطن کار وارد شده باشید می بینید که کار در این ورطه چقدر سخت و طاقت فرساست.خیلی ها که با علاقه وارد می شوند با نا امیدی و خستگی دست از کار می کشند و از کرده خود پشیمان می شوند.تنها عاملی که می تواند افرادی که پا دراین عرصه گذاشته اند را دلگرم و امیدوار نگه دارد علاقه و عشقی است که به کشور و شهر وزادگاهشان دارندو دیوانه وار سختی و مشکلات را تحمل میکنند و با کمترین امکانات در توسعه هر چه بیشتر برنامه ها تلاش می کنند.

زمانی که فرهنگ دوستان و گردشگرانی را در کنار خود می بینی و با علاقه و ذوق تمام فرسنگ ها راه را برای تماشای همان چیز هایی که به ان عشق می ورزیم و با دل و جان از آن نگه داری می کنیم تمام ناملایمات و سختی ها را از تن و جان خسته بدر می کندو جانی دوباره پیدا می کنی.

تنها کمی استقامت و صبر و بردباری و تحمل می تواند نثل بعدی را از ارثیه ای که نیاکان ما برای افتخار برایمان به یادگار گذاشته اند امید وار وشاد نماید.

دوستانی که شهرشان و موطنشان و زادگاه آباءواجدادیشان سرشار از این موروثه هست و چندین قرن مورد بی توجهی و فراموشی قرار گرفته و به دنبال زنده کردن و حفظ و معرفی آن هستند به خوبی متوجه می شوند زنده کردن و به حرکت در آوردن چرخه چرخی که در خاک و گل فرو رفته صنعت گردشگری شهری که روزگاری مهد تمدن و زندگی بوده چقدر سخت است .نه تنها این چرخه در گودال فرو رفته را هل نمی دهند  بعضا برای از کار انداختنش سنگ هم در زیر این چرخ در حال حرکت هم می اندازند.

کاشان و مناطق اطرافش بسیار ظرفیتهای فراوانی برای آبادانی و توسعه در خود جای داده که دستخوش همین ناملایمات است.

یا در سیطره قدرت افرادی قرار دارد که صرفا می خواهند در چنته و انحصار خود داشته باشند حتی اگر هیچ بهره ای از آن برده نشود یا اگر افرادی قصد آبادانی و توسعه را دارند از چرخه و گردونه خارج یا به زیر اندازند.کم اند کسانی که در این وادی زیر پر وبال افراد عاشق را بگیرند و برای پرواز دوباره امیدواری بدهند.

اینها گوشه ای از حرفهای دل کسی  است که حاصل ٧سال تلاش و کوشش و عشق به وطنش با هزاران مشکل و ناملایمتی دست و پنجه نرم کردو با عبور از همه مشکلات توانست حتی برای رضای دل خودش در کنار خیل عظیم عاشقان خود را قرار دهد همانهایی که از جایجای ایران عزیر برای تماشای بی نظیر ترین معماری دست کن زیر زمینی که سالها و قرنها در دل خاک نهفته بودبه نظاره بنشیند.همان اثری که برای پیدا کردنش در ٢مرحله جانم را در حال ستاندن بود و با مرگ دست و پنجه نرم کردم ولی نترسیدم و ادامه دادم.

زمانی که صدای ممتد دستانی را که برای رفع خستگی در این فضای دلنشین توسط گروههای گردشگری که به حق و والانصاف با دیدی باز و با عمق علاقه به تماشای این اثر تازه سر از خاک بیرون آورده به صدا در می آید روح خسته ام را جانی دوچندان می بخشند.

مردمی که در سخت ترین مراحل کاری با خدا قوت گویانشان شایستگی تلاشهای بیشتری برای بهتر زیستن و فراهم کردن فرصتهای بیشتر برای زندگی زیبا تری هستند.

پیرزنی هم محلی می گوید شوهرم را بعد از چند سالی است که مرده به خواب دیدم با بیلش آمده بود و برای کمک و همکاری در این مجموعه یاریت می کرد.

دختر بچه خردسالی که در کنارم قرار می گیرد و به مادرش اشاره می کند مامان از من و این آقای کاشف شهر زیر زمینی عکس یادگاری بگیر و با لبخند معصومانه ای که بر لب دارد و دستان لطیفی که به دور گردنم انداخته مگر می شود احساس خستگی کرد.

جوانانی را در کنار خود احساس می کنم و مایه افتخار که برای خدمت دست در پنجه های پینه بسته ام دادند و ١۵روز پر تلاتم عید نوروز را یاری ام کردند که گویی احساس سبکبالی میکنم و لحظات وصف ناشدنی را در عمق وجودخود احساس نمودم.جوانانی که هر کدام در حال تحصیل در مقاطع کارشناسی و تحصیلات عالی دانشگاهی هستند و کسی آنها را باور نداشت.بهترین بارقه امید برای ما و انانی که فکر می کنند با دست خالی نمی شود آباد و آزاد زندگی کرد،شدند.جوانان ما دستان و بازوان پر توان ما هستند و زیادند که دنبال فرصت برای ابراز وجود عاشقانه هستند.

تا این مردم خوب و قدر شناس را در سراسر ایران داریم جای نگرانی و ناامیدی نیست.

دوستان زیادی را دیدم که با هزار امید آمدند و با هزاران ناامیدی و خستگی رفتند اگر به آینده و پایان شب امیدوار بودند این شب ظلمانی را برای تماشای طلوع خورشید تا به صبح بیدار می نشستند. 

همیشه این شعر در ذهنم تداعی  می کند

در نا امیدی بسی امید است پایان شبه سیه سپید است.

زنده از آنیم که آرام نگیریم هرگز ویا به قول دوست عزیزم سید امیر حسین عزیز (من بنشینم تو بنشینی چه کسی برخیزد)