پایگاه خبری نوش آباد

شهر تاریخی نوش آباد در شمال کاشان با بیش از 12000نفر جمعیت و پیشینه تاریخی 7هزار ساله و بیش از 50 اثرتاریخی و باستانی ارزشمند و مهمترین آن معماری دست کن اعجاب انگیز زیر زمینی میباشد

کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

دوست عزیز جناب آقای ستاری در قسمت نظرات فرموده بودند در رابطه با جزئیات کشف شهر زیر زمینی براشون بگم.این شعر را پیدا کردم تا فرصتی مناسب جریان را عرض کنم

 کاش ميشد...کاش ميشد تا خدا پرواز کرد
سفره دل رو همه جا باز کرد
کاش میشد غصه ها رو دور ریخت در دل ظلمت همیشه نور ریخت
کاش میشد عشق را فریاد زد پیش هر کوهی دم از فرهاد زد
کاش میشد دفتری رو باز کرد شعرهای تازه رو آغاز کرد
کاش میشد یک سبد خورشید داشت پای هر جوئی هزاران بید کاشت
کاش میشد زندگی را رنگ کرد کاش میشد با سیاهی جنگ کرد
کاش میشد اشکها رو پاک کرد یا کویر تشنه رانمناک کرد
کاش میشد بر لب دریا نشست و سکوت سرد ساحل را شکست
کاش میشد همصدا با باد بود کاش میشد زین قفس آزاد شد



کاش می شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش میشد با نسیمشامگاه
برگ زرد یاس ها را رنگ کرد
کاش می شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشد در سکوت دشت شب
ناله غمگین باران را شنید

کاش میشد چادر شب را کشید
از نقاب شوم ظلمت دور شد
کاش می شد از میان ژاله ها
جرعه ای از مهربانی را چشید
 در جواب خوبها جان هدیه داد
سختی و نامهربانی را ندید

کاش میشد بر تمام مردمان
 پیشوند نام انسان را گذاشت

کاش می شد که دلی را شاد کرد
بر لب خشکیده ای یک غنچه کاشت
کاش می شد مثل قوهای سپید
از لب دریای مهرش آب خورد
کاش میشد با تمام حرف ها
یک دریچه به صفا را وا کنیم
کاش میشد در نهایت راه عشق 
راز ظلمت شهر افریته را پیدا کنم (دستکاری شده این مصراع)

در این مدت شعرهایی هم در این رابطه که باهاشون مانوس شدم همیشه همراهم بودند:

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

تغاری بشکند ماستی بریزد شود دنیا به کام کاسه لیسان

ای قافله سالار کجایی که ببینی دزدان همگی همره این قافله هستند

اگر ما به آب نرسیدم عده ای به نان رسیدند/

تا نادان در جهان باشد مفلس در نماند

جالب است بدانید شعرهایی در این مضامین در جریان پرونده سازی ها توسط میراث در وبلاگ قبلی ام نوشته بودم که همگی را کارمندشان پرینت گرفته و داخل پرونده بود.